|
|
|
|
|
مقدمه
اين مقاله شامل چهار بخش است و در مجموع به بررسي لكنت زبان كه يكي از مهمترين اختلالات گفتاري است مي پردازد. بخش نخست نظري است اجمالي به گفتار طبيعي و ويژگيهاي آن بخش دوم به توصيف لكنت و انواع آن مي پردازد ، بخش سوم علل بروز لكنت زبان را بيان مي كند و در بخش پاياني چگونگي درمان آن مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
بخش اول : گفتار طبيعي وويژگيهاي آن گفتار يكي از نمودهاي عيني زبان است كه در ايجاد ارتباط مردم با يكديگر اهميت بسيار دارد گفتار را مي توان توليد شفاهي تكواژهاي يك زبان معين دانست و صداها تنها زماني به گفتار تبديل مي شوند كه بتوانند واحدهاي آوايي معنا دار( تكواژها) را توليد كنند.یدالله ثمره گفتار را رشته هاي آوايي مي دانند كه بر طبق الگوهاي خاص سازمان يافته و براي ايجاد ارتباط به كار مي روند. برخي ديگر گفتار را عبارت از همه صداهايي مي دانند كه براي نشان دادن كلمات و ديگر واحدهاي زبان به كار مي روند.(Ball,Rahlly.1999) وقتي كسي در گفتار دچار ضايعه يا نارسايي مي شود ارتباط مفيد و موثر او با جهان خارج دستخوش نابساماني مي شود نوع و ميزان مشكلات گفتار به سن وجنس فرد مبتلا به آنها بستگي دارد. براي آنكه پيامي از گوينده به شنونده برسد مجموعه پيچيده اي از عمليات فيزيكي بايد انجام گيرد كه به زنجيره گفتار(speech chain) موسوم است زنجيره گفتار با فعاليت شيميايي در مغز گوينده كه پيام را مي سازد آغاز مي شود و اين بخش با رسيدن پيام به ماهيچه هايي كه در اندامهاي گفتاري قرار دارند پايان مي يابد و نتيجه آن يكسري حركات فيزيكي در اندامهايي از قبيل قفسه سينه،حنجره،زبان و غيره مي باشد در اثر اين حركات جريان هوا از اندامهاي گفتار عبور كرده و بخش آيروديناميك گفتار ادامه مي يابد.اندامهايي كه در اين بخش فعال هستند عبارتند از پرده هاي صوتي، زبان، لبها،نرم كام و.....كه توليد ويژگيهاي گفتار را بر عهده دارند. بخش فيزيكي زنجيره گفتار شامل تغييراتي است كه توسط اندامهاي گفتار بر روي جريان هوا انجام مي شود تا از گوينده به شنونده برسد.پس از آن پيام به شنونده مي رسد و طي فرايندهاي پيچيده شنيداري توسط شنونده درك مي شود.با بررسي زنجيره گفتار مي توان دريافت كه گفتار داراي سه مرحله است: 1.توليد 2.انتقال 3.دريافت از آنجا كه تنها مراحل توليد و انتقال پيام در ارتباط با لكنت قرار دارند در اين مقاله اين دو مورد بررسي خواهد شد و مرحله سوم يعني دريافت پيام مورد بحث قرار نمي گيرد. در مرحله توليد و انتقال پيام، مغز و اندام هاي گفتاري دخيل هستند بدين ترتيب كه نخست يك فكر در مغز به وجود مي آيد و پس از تبديل به نمادها به نواحي تنفسي مخصوص طنين و آوا فرستاده مي شود سپس هوا به ناحيه دهان باز مي گردد و به وسيله حركت زبان و گذر از دندانها و لبها تغيير شكل مي يابد. مجموعه اين فرايندها به ايجاد كلمات و جملات يك زبان خاص مي انجامدو فكر كه بدين ترتيب به صورت كلمات در آمده است به وسيله شنونده دريافت مي شود . چهار فرايند زير در توليد گفتار مشاركت دارند:1 تنفس(respiration) كه نيروي توليد صوت را به وجود مي آورد براي توليد صوت به وجود يك جريان هواي متحرك نياز است كه اين جريان هوا مي تواند توسط ششها،حنجره ويا نرم كام توليد شود بيشتر صداهاي زبان از طريق جريان هوايي موسوم به جريان هواي ششي برون سوي توليد مي شود و جريان هواي حنجره اي و نرم كامي كمتر در توليد صداهاي زباني استفاده مي گردد.2.واكسازي (phonation)كه عبارت است از توليد صوت بر اساس وضعيت پرده هاي صوتي. پرده هاي صوتي كه به آن تارهاي صوتي نيز گفته مي شود دو بافت عضلاني هستند كه در بالاي ناي و در داخل حنجره قرار دارند. در هنگام سخن گفتن هوا از ششها به طرف ناي رانده مي شود و از آنجا داخل حنجره مي شود. در حنجره بسته به اينكه پرده هاي صوتي نسبت به هم چه وضعيتي داشته باشند انواع واكسازي صورت ميگيرد. اگر لبه هاي پرده هاي صوتي كاملا به هم نزديك شوند به طوري كه عبور جريان هوا باعت لرزش و ايجاد ارتعاش در آنها گردد واكسازي واكدار اتفاق مي افتد مانند صداي/ Z /که مي توان با قرار دادن انگشت بر روي حنجره لرزش پرده هاي صوتي را در هنگام توليد واج هاي واكدار حس كرد در مقابل براي توليد برخي واجها كه به بي واك موسومند وضعيت پرده هاي صوتي به گونه اي ا ست كه عبور جريان هوا بدون هيچ گونه ارتعاشي از ميان پرده هاي صوتي صورت مي گيرد. اگر لبه اين پرده ها كاملا از هم دور و فضاي ميان آنها كه چاكناي نام دارد كاملا باز باشد عبور جريان هوا بارامي و بدون ايجاد ارتعاش صورت مي گيرد كه به آن واكسازي بي واك مي گويند صداهايي از قبيل /k/ جزو اين دسته اند.3 طنين(intonation) كه ويژگي منحصر به فرد صداي گوينده را مشخص مي كند و حاصل صوتي است كه از مسير سر و گردن گوينده مي گذرد. چگونگي ارتعاش پرده هاي صوتي ، صدايي را ايجاد مي كند كه همان ماده اوليه گفتار است اين صداي اوليه به هنگام عبور از مجراي گفتار دستخوش تغييرات بسياري مي شود انقباض پرده هاي صوتي سبب كوتاهتر شدن آنها و پديد آمدن صداي زير يا نازك مي شود انبساط پرده هاي صوتي آنها را بلندتر مي كند و صداي بم يا كلفت پديد مي آيد فشار زيادتر هوا بر پرده هاي صوتي صدا را بلندتر و فشار كمتر هوا صدا را آهسته تر مي كند به طور كلي پرده هاي صوتي مي توانند در حدود 170 حالت گوناگون به خود بگيرند4.توليد(articulation) كه عبارت است از حركات دهان و زبان و ديگر اندامهاي گفتار كه صوت را تبديل به آواهايي ميكند كه گفتار را به وجود مي آورند.در بالاي حنجره گذرگاهي براي عبور هوا وجود دارد كه حلق ناميده مي شود.حلق به بيني و دهان باز مي شود. ديواره هاي حلق و همينطور نرم كام،زبان،لبها و آرواره ها همگي مي توانند به حركت درآيند. چناچه در وضعيت اين اندامهاي توليدي تغييري حاصل شود،صدايي كه از حنجره بيرون ميآيد تغيير خواهد كرد. (Ball,Rahilly 1999) در گفتار طبيعي ابتدا فرايندهاي عصبي گفتار انجام مي شود سپس اندامهاي تنفسي به توليد جريان هوا مي پردازد و جريان هوا از اندامهاي گفتار كه شامل حنجره، حلق، حفره دهان ،حفره بيني،نرم كام ،ملاز،زبان و لبها مي باشد عبور مي كند.اين جريان هوا در حين عبور از اندامهاي گفتار به موانعي برخورد مي كند و چگونگي عبور هوا از اين موانع به توليد اصوات يك زبان معين مي انجامد در گفتار طبيعي صداها و حاصل تركيب آنها يعني واژه ها بايد مطابق استاندارد زباني گوينده باشد در واقع گفتار طبيعي از طريق يكسري حركات ماهيچه اي دقيق و هماهنگ توليد مي شود كه در تنفس،واكسازي و توليد دخيل هستند اين حركات ماهيچه اي توسط مغز آغاز و هماهنگ مي شود.(laver1994) يكي از ويژگيهاي گفتار هنجار و طبيعي رواني (fluency) مي باشدو لكنت زبان اختلالي است كه در بعد رواني گفتار رخ مي دهد.منظور از رواني،سلاست و فصاحت گفتار است كه شامل سه عامل ساختاري سرعت، استمرار و سهولت در توليد مي باشد. منظور از سرعت در گفتار تعداد كلمات يا سيلابهاي ادا شده در واحد زمان است . استمرار مربوط به سهولت حركت از واجي به واجي بين سيلابها و از يك عبارت به عبارت ديگر است سهولت در توليد يك پديده عصبي – حركتي ناشي از هماهنگي بين تنفس و واكسازي و توليد مي باشد. هر گونه اختلال در استمرار برنامه ريزي و اجراي توليد ، آهنگ گفتار و يا تركيبي از اين عوامل باعث ايجاد پديده اي به نام نارواني خواهد شد.(محمد زاده 1374 :ص15) اگر چه لكنت اختلالي است كه در بعد رواني گفتار اتفاق مي افتد اما هر نارواني در گفتار را نمي توان لكنت ناميد.به طور خلاصه مي توان گفت آنچه در گفتار طبيعي رخ مي دهد به اين شكل است كه فرد قبل از صحبت كردن نفس مي كشد و پرده هاي صوتي به هم نزديك مي شوند هواي ششها به تدريج آزاد مي شود و به آرامي از شكاف بين پرده هاي صوتي مي گذرد كه اين باعث لرزش پرده ها و ايجاد صدا مي گردد. صدا از حلق گذشته و براي توليد بيشتر آواهاي گفتار مستقيما وارد دهان مي شود و براي توليد آواهاي خيشومي مثل //m و /n/ وارد حفره بيني (خيشوم) مي گردد.نرم كام، زبان ، آرواره و لبها نيز به شكلي حركت مي كنند و صدا را طوري تغييرمي دهند كه تبديل به آواهاي گفتاري گردد. بخش دوم: توصيف لكنت و انواع آن لكنت زبان يكي از مهمترين اختلالات گفتاري است كه از كهن ترين ادوار در ميان جوامع بشري شايع بوده است. فردي كه لكنت دارد در ميان اصوات،هجاها و يا كلمات دچار گير، مكث ، كشش و تكرار مي شود. لكنت زبان معمولا با حركات بدني مانند تكان دادن دست سر و گردن و .... همراه است . مكانيسم پيدايش اين اختلال در واقع نوعي گرفتگي (اسپاسم) در عضلات مربوط به تكلم مي باشد كه اين گرفتگي اگر از نوع مداوم (تونيك )باشد شروع تكلم با مكث طولاني و قفل شدن كلام در شروع تكلم مي باشد كه اين حالت را stammering گويند.اگر گرفتگي متناوب (كلونيك) باشد تكلم در شروع مشكل چنداني ندارد و در حين صحبت كردن واجهاي تشكيل دهنده يك كلمه از يكديگر جدا جدا بيان مي شوند كه اين حالت را stuttering گويند.(ضیائی وشیرزادی1375:ص135) ما در اين مقاله هر دو عنوان را با لكنت زبان معادل گرفته و به تفكيك اين دو از يكديگر اصرار نداريم. در مورد لكنت زبان تعاريف زيادي ارائه شده كه اين نشان دهنده اختلاف آراء صاحبنظران است اما به طور كلي مي توان گفت لكنت عبارت است از تكرار ، مكث ، گير يا كشيده گويي صداها ، هجاها و يا كلمات در طول زنجيره گفتار.(دهقانی هشتجین1370:ص32) طبق پژوهش هاي به عمل آمده از هر هزار كودك در حدود هفت نفر دچار لكنت زبان هستند اگر چه لكنت در افراد سنين مختلف مشاهده مي شود اما در كودكان 6- 2 سال بيشتر شايع است. پسرها سه برابر بيش از دختر ها دچار لكنت مي شوند لكنت بيشتر كودكان در طول رشد و بالغ شدن بر طرف مي شود . و طبق آمار تنها يك در صد افراد بالغ دچار لكنت هستند. افراد لكنتي از نظر هوش عموما طبيعي و حتي بالاتر از طبيعي اند. مشكلات روحي و عاطفي از جمله اضطراب ، حساسيت زياد از حد ، دست پاچگی و ترس و افسردگی در بین آن ها شایع است.این افراد معمولا گوشه گیرند و از تماس با افراد دیگر خودداری می کنند. لکنت زبان بر حسب تظاهر بالینی آن به تکرار، کشیده گویی ،گیر و مکث تقسیم می شود.(دهقانی 1370:ص34) در نوع تکرار در موقع صحبت کردن ، صدا یا هجای اول کلمه چندین بار تکرار می شود مثلا وقتی فرد می خواهد بگوید : می خوام برم خونه به این ترتیب آن را تکرار می کند : می می می خوام به به به برم خو خو خو خونه (mi mi mixam be be beram xu xu xune) در نوع کشیده گویی فرد ، صدا یا هجا را بیش از حد معمول در کلمه می کشد و سرعت گفتار خیلی کم می شود مثلا فرد برای ادای جمله بالا می گوید : میــــــــــخوام بـــــــــــرم خــــــــونه (miiiiiixam beeeeeram xuuuuune) در نوع گیر فرد روی صدا یا هجای خاصی در کلمه گیر می کند و نمی تواند آن را ادا کند این گیر ممکن است یک تا چند ثانیه طول بکشد . مثلا فرد جمله بالا را به صورت زیر بیان می کند: م.....خوام ب.....رم خ......ونه (m…….mixam b……beram x…….xune) در نوع مکث، فرد صدا یا هجا یا کلمه ای را می گوید و مکث می کند و بعد صدا یا هجا یا کلمه بعدی را می گوید مثلا جمله بالا را به صورت زیر بیان می کند . می------- خوام به------ رم خو------ نه (mi----- xam be----- ram xu-----ne) در مورد گفتار طبیعی گفتیم که یکی از ویژگی های آن استمرار است و یکی از مهمترین موانع استمرار مکث می باشد . مکث به صورت افراطی در گفتار باعث عدم استمرار گفتار خواهد شد.(محمد زاده1374:ص15) مکث در گفتار به دو صورت مکث پر و مکث خالی دیده می شود مکث خالی یک درنگ خاموش است در حالی که مکث پر درنگی است همراه با گفتار که شامل استارت کاذب ،محک زدن گفتار و تکرار آن است . افراد لکنتی معمولا سعی دارند مکث را پر کنند حتی گاهی با خندیدن و ..... با مشاهده موارد بالینی این نتیجه به دست آمده است که معمولا نمی توان از نظر جایگاه یا شیوه تولید الگوهای خاصی برای اشکال بر روی صداها به دست آورد یعنی نمی توانیم بگویم مثلا افراد، بیشتر در تولید چه واج هایی مشکل پیدا می کنند البته مواردی مشاهده شده که فرد لکنتی معمولا بر روی صدای خاصی گیر می کند و در تمام موقعیت ها، بر روی تمام کلمات، و نیز در همه اوقات این مشکل پیش نمی آید.(دهقانی1370:ص36) مثلا در جایی واج /d/ را به راحتی می گوید در حالی که در کلمه بعدی که ساده تر نیز است بر روی همین واج یک یا چند ثانیه گیر می کند . اما افراد لکنتی وقتی به سن جوانی و بزرگسالی برسند روی صداهای خاصی دچار لکنت می شوند چون معمولا تلقین به خویشتن سبب می شود که فرد لکنتی تصور کند حتما روی آن صداهای خاص گیر خواهد کرد و هر وقت این تصور در او به وجود می آید گیر روی آن صدای خاص نیز اتفاق می افتد. بعضی از این افراد ممکن است در مواقعی کاملا روان صحبت کنند مثلا با اعضای خانواده و دوستان نزدیک خیلی راحت و بدون گیر صحبت می کنند ولی در ارتباط با افراد غریبه، صحبت کردن با معلم ، در کلاس یا با تلفن این گیر ها به حد اکثر خود می رسند . در بعضی موارد که لکنت شدید است هر سه نوع گیر، تکرار و کشش در گفتار مشاهده می شود .
بخش سوم :علل بروز لکنت زبان علت ابتلا به لکنت بر خلاف بیشتر اشکالات گفتاری هنوز نا شناخته است . برخی از مولفان لکنت زبان را به مشکلات شخصیتی نسبت می دهند گروهی آن را ناشی از مشکلات پزشکی می دانند و بر خی دیگر نیز این اختلال را در چهار چوب مشکلات ارتباطی قرار می دهند . مولفان متعددی کوشش کرده اند تا پدیده جهان شمول بودن لکنت را بر اساس علت شناسی آن تبیین کنند . از دیدگاه روان تحلیل گری لکنت زبان یک روان آزردگی یا نوعی واپس روی است که بین هیستری تبدیل و روان آزردگی وسواس و یا در چهارچوب یک سازمان یافتگی پارانویایی که فرد الکن بر اساس دفاع های وسواسی و هیستریکی خویشتن بنا می کند قرار دارد و چون هر کس می تواند یک یا چند نشانه واپس روی را در وهله ای از زندگی خود نشان دهد پس مشاهده این پدیده در سراسر جهان و در خلال قرنها شگفت انگیز نیست.(دادستان1379:ص73) برخی لکنت زبان را یک اختلال در تکامل بخصوص در قسمت تولید (articulation) می دانند که بیان و روانی گفتار را مختل می کند . از این دیدگاه اگر چه علت معلوم نیست اما مکانیسم آن پیدایش گرفتگی( اسپاسم) در عضلات مربوط به تکلم می باشد . و گاهی این گرفتگی به اندازه ای شدید است که نه تنها عضلات مربوط به تکلم بلکه عضلات تنفسی و حتی عضلات گردن و فک نیز گرفتار می گردند و و گرفتگی در گردن و صورت بیمار قابل رویت است .(ضیائی وشیرازی1375:ص134) ترس ،کمرویی، شتابزدگی در گفتار، تنفس نا منظم، عدم اعتماد به نفس، تنبیه بدنی در کودکان چپ دست ، احساس حقارت و وراثت از سوی محققین مختلف به عنوان علل بروز لکنت زبان ذکر گردیده اند. اما در این میان نظریه ای که بیشتر جلب توجه می کند نظریه ای است تحت عنوان تئوری نارسایی تفکر زبانی – نظری . اساس این تئوری بر این عقیده استوار است که الکنها واجد یک مشکل در پردازش افکار و اندیشه های خود در قالب زبان می باشند.(ادواردپیشون1971) این مشکل که نارسایی تفکر زبانی – نظری به آن اطلاق می شود منجر به گرفتگی زبان یا لکنت می گردد مدافعان این نظریه معتقدند که ورای هر لکنت، اختلال ،نا پختگی و نارسایی در تکامل زبان وجود دارد و الکنها افرادی هستند که از شکل دادن به اندیشه های خود در قالب زبان حتی برای خود نیز عاجزند . بر اساس این نظریه دو شیوه تفکر انسانی وجود دارد: 1. شیوه تفکر حسی – عملی که تجسم ذهنی به کمک تصاویر یا خاطرات حسی و یا تصور حرکات در ذهن است . 2 شیوه تفکر زبانی نظری که در این شیوه، تفکر کلمات را به خدمت می گیرد و به صورت کلام در می آید برای این منظور فرد بایستی دارای بی واسطگی زبان باشد یعنی افکار او بدون واسطه شکل کلمات را به خود بگیرند و شخص بدون مکث خارج از حد طبیعی بتواند تفکر خود را مطابق الگوهای زبانی اظهار نماید . طراحان این تئوری معتقدند که افراد الکن فاقد بی واسطگی زبان می باشند در این افراد اول فکر پدید می آید و سپس در قالب کلمات شکل می گیرد مثل اینکه این افراد مجبور به ترجمه زبانی هستند که به آن تکلم می کنند به این حالت نارسایی تفکر زبانی نظری گفته می شود . عواملی که سبب ایجاد این نارسایی در فرایند تفکر- زبان می شوند عبارتند از: 1. توارث : این نظریه معتقد است که فرد الکن زمینه های نارسایی تفکر زبانی نظری را به ارث می برد نه خود لکنت را . طرفداران این نظریه با توارث در لکنت به شکل انتقال ژنتیکی آن موافق نیستند بلکه معتقدند که فرد زمینه های روانی و سرشتی از قبیل هیجانها و اختلالات عاطفی را به ارث می برد و عوامل بیرونی با تاثیر در این زمینه ها سبب بروز لکنت می شوند.(محمد زاده1374:صص83-87) 2. دو زبانه بودن : دو زبانه یا چند زبانه بودن کودک سبب اختلال در نظم دهی زبان و بیان آن در قالب الگوهای قابل پذیرش جامعه می شود چرا که هر زبان قوانین ساختی مخصوص خود را دارد و گزینش یکی از آنها بدون متاثر شدن از الگوهای زبانی دیگر در کودکان دوزبانه میسر نیست . 3. عوامل روانی : نامساعد بودن محیطی که کودک در آن به سر می برد، تعارضات عاطفی ناشی از روابط خانوادگی، محرومیت از مادر و اختلال در ارتباط کلامی بین مادر و فرزند و تجربه های ناخوشایند کلامی کودک موجب اختلال در تمایل فرد به صحبت کردن است . 4. تاخیر در گفتار : تحقیقات نشان داده که 27% لکنتی ها دچار تاخیر در تکلم بوده اند این تاخیرها نمودهای گوناگونی دارند مثل تلفظ نادرست همخوانها یا تشحیص ندادن آنها از همدیگر، حذف همخوان آخر کلمه و یا توقف کودک در مرحله کلمه – جمله . این تاخیرات چنانچه با برخوردهای ناهنجار محیطی توام شود باعث لکنت می شود . 5. نارسایی ذهنی عمومی : طراحان این نظریه معتقدند که یک نارسایی عمومی هوشی نیز موجب اختلال در کنش نظم دهنده زبانی میشود این نظریه بر پایه مشاهدات کلینیکی نشان داده که حدود 15% الی 28% لکنتی ها در بین افراد عقب مانده وجود دارند . 6. فعالیت بیش از حد تفکر حسی – عملی : این نظریه بالا بودن بهره هوشی را سبب عدم تعادل بین تفکر حسی- عملی و تفکر زبانی نظری می داند . تئوری پردازان نارسایی تفکر زبانی – نظری عقیده دارند که به کودک نباید اجازه داد بیش از حد با مفاهیم زیبایی شناختی و یا مکانیکی و یا حتی با مفاهیم اخلاقی فراتر از سطح ذهن خود آشنا شود . اگر چه نظریه پردازان مختلف لکنت زبان را به سازمان یافتگی روان آزرده وار رفتارهای آموخته شده در تعامل با والدین و اطرافیان ناهماهنگی های ادراکی و عصبی – عضلانی و بالاخره به عوامل ژنتیکی نسبت داده اند و هر یک نیز با پا فشاری بر موضع خود خواسته اند ثابت کنند که علت این اختلال به آسانی قابل شناسایی است اما هنوز هم پس از قرنها مشاهده تحلیل و تشخیص تدارک روشهای درمانگری عامیانه و علمی نتوانسته اند به علت اصلی این مشکل گفتار پی برند . پس باید پذیرفت که وقوع این پدیده به یک علت خاص محدود نمی شود و قبول این نکته به منزله پذیرش نقطه پایان این بحث های پایان ناپذیر است. چرا که به رغم تمامی این موضع گیریها الکن ها همواره دچار لکنت بوده و هنوز هم هستند. با این حال پیشرفتهای چشمگیری در قلمرو روشهای درمانگری به وقوع پیوسته اند و شاید این روشها بتوانند در آینده علت و چگونگی اثر بخشی و یا عدم تاثیر روشهای مختلف درمانگری را آشکار کنند و از این راه دستیابی به علت یا علل لکنت زبان را نیز امکان پذیر سازند.(دادستان1379:ص74) بخش چهارم: اصلاح لکنت زبان اگر چه در برخی از موارد لکنت زبان خود به خود کاهش می یا بد و حتی با افزایش سن از بین می رود اما امکان پا بر جا ماندن آن و موانعی که می تواند در زمینه ارتباطی به وجود آورد توجیه کننده اقدامهای درمانی هستند . همه مولفان در این باب هم عقیده اند که هر اندازه درمان لکنت زبان زودتر آغاز شود به نتایج سریعتر و بهتری منجر خواهد شد . درمانگری باید بین 5 تا 7 سالگی آغاز شود. در گذشته روشهای گوناگونی برای درمان کسانی که گرفتار لکنت زبان بوده اند به کار برده اند. صدها نفر از آنها را عمل جراحی کرده اند. وسایل بسیار و هزینه های هنگفت صرف شده است تا به گفتار مبتلایان به لکنت زبان مهارت بخشند. از روش هیپنوتیسم در درمان لکنت استفاده شده است. همچنین برای ایجاد برتری در یک طرف مغز از داروهای گوناگون استفاده کرده اند ولی هیچ یک از این درمانها به طور کامل موفق نبوده است. از آنجا که لکنتی ها در کنترل کردن عضلات اندامهای گویایی دچار مشکل هستند بسیاری از درمانگران توجه خود را به این جنبه معطوف می کنند. آنها به کسی که دچار لکنت است یاد می دهند تا در موقعیت های اضطراب آور پاسخهای فیزیکی خاصی بدهد.(دهقانی1370:ص71) روشهای تازه تری برای کنترل تنفس کنترل حنجره زبان لبها و فک کسی که گرفتار لکنت زبان است مورد استفاده قرار گرفته اند. با استفاده از یکی از این شیوه ها به او می آموزند که سرعت صحبت را کم و آهسته کند. به شیوه دیگری به او یاد می دهند که وقتی که احساس می کند در صحبت با زحمت و مشکل روبرو خواهد شد صحبت خود را قطع کند و پس از کشیدن نفس عمیق به صحبت خود ادامه دهد. یکی از متخصصان گفتار و زبان به کسانی که گرفتار لکنت زبان هستند توصیه می کند که پیش از شروع صحبت آه بکشند. او علت آنی لکنت را قفل شدن و گیر کردن پرده های صوتی می داند.( دهقانی1370:ص72 ) در شیوه دیگری که شیوه جریان هوا نام دارد به فرد توصیه می شود تا نفس عمیقی بکشد و اجازه دهد در هنگام سخن گفتن هوا بیرون بیاید. این کار به او کمک می کند تا گفتارش روان شود. به بعضی از کسانی که گرفتار لکنت زبان هستند می آموزند تا خودشان به گیر کردن زبانشان پی ببرند و از آن جلوگیری کنند. به آنها کمک می کنند تا به این آگاهی برسند که تکان دادن سر و دست فشردن ماهیچه های صورت بستن چشم به تاخیر انداختن کلمه های ترس آور و مانند آنها تاثیری در روانی گفتار آنها ندارند و فقط از روانی گفتار و جریان طبیعی کلمه ها جلوگیری می کنند. بیشتر متخصصان گفتار و زبان سعی می کنند تا به فرد کمک کنند تا نگرش و نگرانیهایش را در مورد شیوه گفتارش تغییر دهد. گروهی از کسانی که لکنت زبان دارند می گویند که لبهایشان در هنگام سخن گفتن باز نمی شود. به آنها می آموزند که چگونه با این حالت مقابله کنند. بعضی از کسانی که لکنت زبان دارند چون هنگام گیر کردن زبانشان بسیار ناراحت می شوند و احساس خجالت می کنند اغلب از صحبت کردن می ترسند و همین ترس آنها را بیشتر به سوی لکنت زبان هدایت می کند. در شیوه های درمانی قدیم بیشتر سعی می شده است که لکنت زبان برطرف شود ولی امروزه سعی بر این است که فرد بر ترس از لکنت غلبه کند و بتواند به راحتی اشکال خود را آشکار کند و بدون احساس ترس و شرم و خجالت حرف بزند. در سالهای اخیر کسانی که در مورد لکنت زبان مقاله یا کتابی نوشته اند خودشان نیز لکنت زبان داشته اند. پژوهشگر سرشناس گفتار و زبان چارلز ون راپیر خودش نیز لکنت زبان دارد. او سالهای پی در پی تلاش کرد تا خود را از بند لکنت زبان رها کند اما روز به روز مشکلش بیشتر می شد. او می گوید:زمانی که متوجه شدم نباید لکنت زبانم را پنهان کنم توانستم بر مشکلم غلبه کنم. (دهقانی1370:ص73) بسیاری از افراد لکنتی حتی در مشاغلی به موفقیت دست یافته اند که ارتباط زیادی با گفتار دارد. افرادی از قبیل وینستون چرچیل یا هنرپیشه معروف مارلین مونرو. بر اساس نظر وان پیر (1973) ضمن آنکه برخی از درمانگران به تالیف چندین روش برای درمان بیماران خود می پردازند روی آوردهای درمانگری لکنت زبان را می توان در 6 مقوله طبقه بندی کرد(دادستان1379:ص75) - درمانگریهای مبتنی بر تلقین انحراف توجه و اقناع - درمانگریهای مبتنی بر تنش زدایی - درمانگریهای مبتنی بر آهنگ گفتار و مهار بازده - درمانگریهای مبتنی بر تنبیه و تقویت - درمانگریهای مبتنی بر نظریه سیبرنتیک - روان درمانگریها٬ دارو درمانگریها و گروه درمانگریها.
به طور کلی می توان گفت لکنت زبان اختلالی است که در روانی گفتار روی می دهد و اگر چه دلایل زیادی برای آن ذکر گردیده اما دلیل قطعی آن هنوز روشن نیست.این اختلال در میان پسران بیشتر شایع است نسبت به دختران. در بسیاری از موارد با رسیدن به سن بلوغ این اختلال در کودکان برطرف می شود.اما در بعضی موارد تا بزرگسالی ادامه میابد. روشهای درمانی گوناگونی برای درمان لکنت زبان از سوی متخصصین پیشنهاد شده است. که ما به ذکر پاره ای از آنها به صورت اجمالی بسنده کردیم. |
||